ابزار وبمستر

ذائقه ايراني ، كالاي ايراني - Archive: 1391-08-2
معرفی وبلاگ
بازدید کننده ی گرامی؛ این وبلاگ با توجه به نامگذاری امسال به عنوان سال "تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی" توسط رهبر معظم انقلاب اسلامی، در جهت گسترش و حمایت از تولیدات داخلی و ملی ایجاد شده است. شما عزیزان نیز با بیان نظرات و به خصوص انتقادات خود می توانید در جهت بهتر شدن وبلاگ با ما همکاری فرمایید.
صفحه ها
دسته
آرشیو
لینک دوستان
پیوندهای مرتبط
لوگوی وبلاگ ما

ذائقه ایرانی ، کالای ایرانی

لوگوی دوستان
ابزارها و برنامه ها
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 594160
تعداد نوشته ها : 1651
تعداد نظرات : 97
 حمايت از توليد ملي
این سایت را حمایت می کنم
کلیپ صوتی وبلاگ




http://harfeakhar.com/_files/images/article/%D8%AA%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF%20%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%20%D8%A8%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D8%B2%20%D8%AA%D9%85%D8%AF%D9%86%20%D9%85%D9%87%D8%AF%D9%88%DB%8C_thumb.jpg

نويسنده : محمد ابراهيم سينايي

در سنجش قدرت ملي كشورها پارامترهاي گوناگوني دخيل است. قدرت اقتصادي، قدرت فرهنگي، قدرت نظامي، قدرت سياسي، قدرت فن آوري و قدرت ارتباطات اصلي ترين پارامترهايي هستند كه توسط آنها ميزان قدرت ملي كشورهاي مختلف سنجيده مي شود. هر كشوري كه بخواهد به عنوان كشوري قدرتمند در عرصه بين الملل جايگاه خود را تثبيت نمايد به ناچار بايد لااقل در چند بعد از ابعاد نام برده شده قابليت تاثيرگذاري در عرصه بين الملل را داشته باشد. با اين حال دو مؤلفه نظامي و اقتصادي از اهميت والاتري در قياس با ديگر ابعاد قدرت برخوردار هستند به گونه اي كه كشوري چون پاكستان تنها به خاطر داشتن چند كلاهك هسته اي به عنوان يكي از بيست كشور قدرتمند دنيا شناخته مي شود و ژاپن نيز كه از لحاظ امنيتي و نظامي كاملاً وابسته به ايالات متحده است تنها به دليل داشتن اقتصادي شكوفا به عنوان يكي از برترين قدرتهاي جهان شناخته شده است.

نكته اي كه به ويژه در دوران پساجنگ سرد ذهن بسياري از متخصصين حوزه روابط بين الملل را به خود مشغول داشته است اهميت رو به رشد عامل اقتصاد در قياس با ديگر عوامل بوده است. در سنجش قدرت اقتصادي دولت ها نيز چيزي كه بيش از هر نكته  ديگر توانمندي يا ناتواني قدرت اقتصادي دولت ها را معين مي سازد حجم و كيفيت توليد و توان رقابت كالا يا خدمات توليد شده در بازار جهاني مي باشد.

توليد اولين راهكار بشر براي تبديل وضعيت خود از 1 به 2 بوده است. تبديل منابع به كالاهاي با ارزش بيشتر و ارزش افزوده حاصله از آن براي توليد كننده اصلي ترين محرك تلاش بشر براي ارائه كالاهايي با هزينه كمتر و مطلوبيت بيشتر بوده است. حجم و كيفيت توليد كالا و خدمات تمييز دهنده كشورها از يكديگر بوده است. غالباً كشورهايي كه از لحاظ حجم و كيفيت توليد در سطح بالاتري در قياس با ديگر كشورها برخوردار هستند از لحاظ قدرت ملي نيز در جايگاه بالاتري در عرصه بين الملل قرار مي گيرند. هرچند همواره اين موضوع مصداق ندارد ولي همانگونه كه شرح آن آمد توليد يكي از اساسي ترين پارامترهاي تعيين ميزان قدرت كشورها در عرصه بين الملل است.

جابه جايي قدرت به ويژه در سال هاي پساجنگ سرد به وضوح اهميت عامل اقتصاد را در رده بندي جديد كشورهاي جهان نمايان ساخته است. در اين دوران چين، ژاپن و هند از برجسته ترين نمونه هايي هستند كه به رغم ضعف نظامي در برابر هژموني نظامي دولت هايي چون آمريكا و روسيه به دليل گسترش توان كيفي و كمي خود در عرصه توليد كالاها و خدمات توانسته اند جايگاه خود را به عنوان قدرت هاي نوظهور جهاني به رخ رقباي خود بكشند. با اين حال تغيير وضعيت يك كنشگر از يك قدرت جهاني به يك ابرقدرت جهاني تنها مستلزم توان اقتصادي نيست بلكه همان گونه كه در نمونه ايالات متحده مشهود است عامل تاثيرگذار ديگر كه به ويژه در پيوند با بعد اقتصادي متجلي مي گردد در مؤلفه هاي فرهنگي نهفته شده است. عامل فرهنگ و ايدئولوژي اگر جذابيت ها و قابليت هاي جهان شمول را نداشته باشد بي شك نخواهد توانست سلطه ابرقدرت را تحكيم بخشد.

همان گونه كه گرامشي نيز به درستي اشاره كرده است سلطه امپرياليسم را بايد بيش از آنكه در عوامل سياسي و اقتصادي جستجو نمود بايد در هژموني فرهنگي قدرت مسلط جست. گرامشي در تحليل بقاء و استمرار سرمايه داري و عدم وقوع انقلابهاي سوسياليستي موضعي ضد اقتصادي اتخاذ كرد و بر نقش ايدئولوژي و فرهنگ تاكيد داشته است. به نظر گرامشي استمرار سرمايه داري نتيجه هژموني ايدئولوژيك است و هژموني فرايندي است كه در آن طبقه حاكم جامعه را به شيوه اي اخلاقي و فكري هدايت و كنترل مي كند. در جامعه اي كه هژموني در آن برقرار است ميزان بالايي از اجماع و وفاق و ثبات اجتماعي وجود دارد و طبقات تحت سلطه از آرمان و ارزش هايي حمايت مي كنند كه مورد نظر طبقه مسلط است و آنها را به ساختار قدرت يكپارچه جامعه پيوند مي زند. دقيقاً همين عامل سد محكمي را در برابر دولت هايي چون چين و هند ايجاد نموده است. كنفسيوس و هندو به عنوان مكاتب اصلي رايج در اين جوامع به دليل ماهيت تك ساحتي و غيرجذابشان قابليت تقابل با ايدئولوژي جذاب ليبرال و ايجاد هژموني اين دولت ها را نخواهد داشت. بي ترديد همانگونه كه بسياري از محققين غربي خود معترفند در ميان مكاتب موجود تنها مكتب اسلام آنهم قرائت شيعه جعفري است كه ظرفيت به چالش كشانيدن اين ايدئولوژي را داراست، لذا با باور به داشتن چنين ظرفيت فرهنگي اي در مذهب شيعه اثني عشري دليل تاكيد رهبر معظم انقلاب به عامل اقتصادي به وضوح قابل درك مي باشد.

ظرفيت فرهنگي و ايدئولوژيك مستور در مذهب شيعه شاخص هاي لازم براي برساختن تمدني نوين كه ظرفيت به چالش كشانيدن فرهنگ هژمون غالب را داشته باشد و نقايص مادي و غيرمادي آنرا برطرف نمايد مهيا ساخته است. عامل اقتصاد وجه داراي اهميتي است كه به عنوان يكي از اصلي ترين ابزارهاي شكوفايي و جهانگير شدن فرهگ شيعه ظرفيت ايجاد بسترهاي اساسي براي حركت به سوي تمدن مهدوي را ايجاد نموده است. در اين رابطه توليد ملي، سرمايه و كار  ايراني با شاخص هاي اسلامي-ايراني فاكتورهاي اصلي در تحول بعد اقتصادي كشور ايران به عنوان كانون تمدن مهدوي مي باشند.

 

منبع : مركز اسناد انقلاب اسلامي


اشتراک این مطلب در :

X